ضرب و شتم مدیر سایت توسط بسیجیان تاریخ : دوشنبه، 13 خرداد ماه ، 1392
موضوع : اخبار رسمي


 

( بسم رب القاسم الجبارین)

با عرض سلام و احترام به پیشگاه مقدس و نازنین امیر کل جهان، قطب عالم امکان، حضرت حجت ابن الحسن العسکری ( روحی و ارواحناه لتراب المقدمه الفداه) و محضر شما کاربران،مخاطبین و همراهان همیشگی سایت خبری مذهبی بچه شیعه.

این مطلب به دلایل نامعلومی از سوی کارگروه تعیین مصادیق و محتوای مجرمانه قوه قضاییه فیلتر گردیده است برای مشاهده متن کامل همین مطلب     در این قسمت کیک کنید     جمعه17/خرداد/92

گزیده هایی از همین مطلب:

( ضرب و شتم شدید مدیر سایت خبری مذهبی بچه شیعه توسط نیروی بسیجی ناحیه بسیج شهید بهشتی تهران)

 

از مسئولین محترم قضایی و همچنین مسئولین محترم و دلسوز سپاه و بسیج تقاضامندم موضوع را بررسی نمایند و اقدامات لازم و انقلابی را با فرد خاطی که وجه مقدس بسیج را با عمل شنیع اش تخریب نموده است را به عمل آورند

( حال جسمی و روحی خوبی ندارم)

( دندانم را شکستن، گوش سمت راستم به شدت دچار پارگی شده...)

( به کدامین گناه مرا آزار دادید..) جرمم چه بوده است؟ علتش چه بوده است؟

آیا تروریست مسلح بوده ام که چنین برخورد و رفتاری را با من داشته اید؟)

( از مراجع زیر صلاح و قانونی موضوع را پیگیری خواهم کرد)

( خودمم هنوز نمیدانم که برای چی مرا مورد کتک کاری قرار دادند)

( علیرغم اینکه در پشت شیشه عقب ماشینم آدرس سایت بچه شیعه را تایپ کرده ام، و علیرغم اینکه کارت خبرنگاری که مربوط به سایت بچه شیعه می باشد را به نیروهای بسیجی دادم و هویتم برایشان مشخص بوده و شده ولی باز مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند)

برای مشاهده این مطلب در یکی از قسمت های پایین کلیک کنید:

ورود شماره یک :  ( در این قسمت کلیک کنید) ورود شماره دو:     در این قسمت کیک کنید داغ کن داغ کن - کلوب دات کام

 

چند کلامی با تصمیم گیران و مسئولین رده بالای بسیج:

1) ( وقتی هیچ آزمونی و کنکور و نظارتی برای عضو شدن افراد در بسیج وجود نداشته باشد و هر بیسواد و بی دین

و بی خدایی درون نیروی مقدس بسیج عضو شود نتیجه و پایان کار همینی می شود که بر سر من آمده است....!)

2) باید اعضایی که قصد وارد شدن به نیروی مقدس بسیج را دارند از لحاظ روحی و جسمی مورد معاینات پزشکی قرار گیرند و سلامت روحی و روانی آنان توسط افراد متخصص علوم رفتاری تایید گردد

3) و همچنین باید از نظر دینی و اعتقادی توسط کارشناسان علوم دینی و اسلامی ( همچون روحانیون بزرگوار) مورد تایید قرار گیرند زیرا با شرایط عضویت کنونی هر بی دین و بی ایمانی می تواند وارد نیروی مقدس بسیج شود و حتی عناصر نفوذی دشمن نیز میتوانند به عضویت بسیج در امد و زهر خودشان را در پیکره بسیج فرو کنند و به مقاصد شومشان برسند.

4) سوالی که شاید در ذهن خیلی از شما ها و حتی مسئولین و حتی بسیجیان ایجاد می شود که چرا باید کسانی که قصد عضویت در نیروی مقدس بسیج را دارند مورد معاینات پزشکی از جمله سلامت روحی و روانی قرار گیرند؟  پاسخ به این سوال :  << زیرا که فردی دارای سن 17 ساله قصد عضویت در بسیج را دارد و این فرد در دوران کودکی و نونهالی خود دارای مشکلات رفتاری بوده است و در همان دوران با وی برخورد بدی از سوی اطرافیانش صورت گرفته است و دلایلی دیگر از جمله مشکلات خانوادگی ووو.... در روحیه و افکار این فرد تاثیر گذاشته و در خاطر وی مانده و تبدیل به عقده و کینه ای شده و حالا در اول جوانی و در سن 17 الی 18 سالگی احساس غرور می کند و حس میکند میتواند با به عضویت در آمد در بسیج خود را اینگونه تسکین دهد و می تواند انتقام آن مسائلی که در خاطرش مانده است را بگیرد.!>>

5) آیا کسی که خود هنوز شرایط امر به معروف و نهی از منکر را نمی داند می تواند در ایست بازرسی و گشت نیروی مقدس بسیج حضور یابد؟

6) فردی که وارد نیروی مقدس بسیج می شود باید آموزش های لازم و تخصصی از قبیل حضور در ایست بازرسی و جنگ های شهری را پشت سر بگذارند در غیر اینصورت آیا فردی 17 الی 18 ساله که هنوز به خدمت سربازی نیز مشرف نشده است می تواند در جنگ شهری و ایست بازرسی حضور یابد؟ در صورت حضور وی چه کسی پاسخگوی اعمال و رفتار فرد با دیگران است؟ 

 

اوضاع نا به سامان اقتصادی کشور و جامعه بر هیچ کس پوشیده نیست و تنها 5% درصد از جمعیت کل کشور از اوضاع نابه سامان اقتصادی رنج نمی برند و آن هم قشر مرفعین بی دردی است که سوار بر خودروهای چندصد میلیون تومانی و سکونت در خانه های چندین میلیارد تومانی است

و 95% جمعیت کشور از وضعیت اقتصادی جامعه رنج می برند و بنده هم با عرض تاسف جزء همین 95% هستم. ( قابل توجه کسانی که میگن فعالین فضای سایبری در حوزه انقلاب اسلامی بابت هر ساعت فعالیت اینترنتی 10 هزار تومان دریافت میکنند...!)

بنده به دلایل فشار اقتصادی جامعه شبها حدود 3 الی 4 ساعتی با خودروی شخصی خود در نزدیکی یکی از ایستگاه های متروی تهران اقدام به جابه جایی مسافر میکنم و الحمدالله از این طریق نصفی از مشکلاتم حل میشود.

و اینکه دیشب حادثه ای دلخراشی برایم رخ داد که از بازگو کردنش آزار می بینم...

شب گذشته مورخ 12/ خرداد /1392 ساعت 22 شب طبق معمول به جایگاه همیشگی خود نزدیک ایستگاه مترو برای جا به جای مسافر رفته بودم که دو نفر از کسانی که مسافر هر شب بنده هستن تشریف آوردند و به دلیل عجله ای که داشتن گفتن که دربست حساب میکنیم فقط سریع ما را به مقصد خود برسان .

پس از طی حدود 1000 متر به ایست بازرسی بسیج که در میدان سبلان به ایجاد ایست بازرسی و راه بندان اقدام کرده بودن رسیدیم و پس از رد شدن از ترافیک سنگینی که در آن نقطه به وجود آمده بود به ورودی ایست بازرسی رسیدیم که با دستور فردی که تابلوی ایست در دست داشت و در دست دیگرش یک سلاح کلانشینکف بود متوقف شدم. و از بنده مدارک خودرو ( کارت ماشین ) و کارت شناسایی خودم را خواست که بنده با کمال آرامش و احترام در اختیارشان قرار دادم بعد از چند دقیقه در کمال حیرت و تعجب با منتقل شدن خودروی بنده به پارکینگ مواجه شدم و هنگامی که دلیل توقیف خودرو را جویا شدم به بنده گفتن بعدا مشخص می شود. و از آنجایی که عرض کردم در وضعیت مالی چندان مناسبی قرار ندارم به مسئول بسیجی های مستقر در ایست بازرسی گفتم پس مدارک بنده نزد شما محفوظ بماند تا من مسافرین خود را به مقصد برسانم و سریعا برمیگردم و متاسفانه با برخورد تند و پرخاشگراهانه مسئول ایست بازرسی مواجه شدم و حتی مسافرین داخل ماشین بنده را با برخوردی تند و ناشایست پیاده کردن و گفتن با ماشین دیگری بروید.

بنده متوجه شدم قصد این افراد اذیت و آزار این حقیر است و به قول معروف حس بسیجی بودنشان گل کرده و میخواهند خودی نشان دهند و وقت گذرانی کنند در همین هنگام یکی از اعضای بسیجی به طرف ما ( یعنی بنده و مسئول بسیجیان ) آمد و با لحنی تمسخرآمیز گفت حاجی ما همگیمون این فرد ( یعنی بنده ) رو می شناسیم آدم بدبختی هست درب مترو می ایستد و مسافر کشی میکند که بنده با شنیدن این کلام ایشان بسیار ناراحت شدم و واکنش نشان دادم که آیا مسافر کشی خلاف است؟ رزق حلال دارم کسب میکنم بی ناموسی که نکردم...! ناموس خود را به حراج نگذاشتم برای دیگران و یا اینکه سراغ اعمال خلاف قانون مانند سرقت و قاچاق مواد مخدر نرفته ام دارم با ماشین شخصی خودم خرج در می یارم مثل شما نیستم که بیکار باشم که یک دفعه در آن مسئول ایست بازرسی به سمت من حمله ور شد و با مَشت ضربه ای محکم به دهان و بینی و فک بنده وارد آورد ضربه به قدری شدید بود که دهانم کاملا بی حس شد و هیچی را احساس نمیکردم. و تا خواستم معترض بشوم به این کار زشت این مسئول دست بنده را گرفت به پشت درختانی که در نزدیکی ایست بازرسی قرار داشت بُرد و در آنجا دو مَشت محکم به وسط سرم وارد کرد که پس از چند ثانیه دچار سرگیجه شدید شدم و چشمانم داشت سیاهی می رفت و جایی را نمی دیدم و تلو تلو میخوردم که با صدای بلند بر سر من فریاد می کشید بشین پاشو بشین پاشو بشین پاشو و بعد از موهای جلوی سرم مرا گرفت و از زمین بلند کرد و به سمت یکی درختان برد و سرم را به درخت کوبید و گفت بگو کی بیکاره؟ها زود باش بگو غلط کردم بگو گوه خوردم

(تا قبل از این باور نداشتم عده ای اراذل و اوباش در نیروی مقاومت و مقدس بسیج وجود دارند ولی الان دارم به این اطمینان میرسم ولی باز هم یاد پدر شهید خودم می افتم که بهم می گفت گناه و خلاف یک آدم آشغال و پست و رذل رو نمیشه به پای خوبان نوشت) و بالاخره از 20 نفر بسیجی 5 نفرش هم رذل و نخاله وجود دارند اون هم برای این وارد بسیج شده است که خودش رو تخلیه روحی کند و یا اینکه از مزایای کسر خدمت سربازی و یا استخدامش در سازمان ها و... استفاده نماید و برای خدمت به بسیج نیامده است)

من هم دیگه رمق و توان اینکه جلوی ضربات این مسئول بسیجی را بگیرم نداشتم زیرا که هم قوی هیکل تر از بنده بود و هم اینکه دیگر انرژی برایم باقی نمانده بود که مجدد از موهای جلوی سرم مرا گرفت و از زمین بلند کرد و به سمت ماشینم مرا کشید و محکم به روی کاپوت جلوی ماشین مرا پرت کرد و همان جا رهایم کرد و با مشقت فراوان خودم را به داخل ماشین رساندم که از بطری آب معدنی که در داخل ماشین داشتم آبی بنوشم تا قدری حالم رو به راه شود و زمانی که در داخل خودرو نشستم ناگهان متوجه خونریزی از گوش سمت راست خود شدم سرم بدجوری داشت گیج می رفت رمق نداشتم خواستم با موبایلم با دوستانم تماس بگیرم متوجه شدم موبایلم در دستان آن نامرد بسیجی است عاجزانه از یکی از اعضای بسیجی که در کنار ماشین من با اسلحه کلانشینکف ایستاده بود خواهش کردم التماس کردم که حالم بسیار خراب است تو رو به پهلوی شکسته خانم حضرت زهرا قسم میدمت زنگ بزن به اورژانس تهران آن هم پذیرفت و سریعا با اورژانس تماس گرفت در همین هنگام دوباره فرد ضارب به داخل خودروی من آمد و مجدد مشت محکمی به سرم وارد کرد گفت بگو کی بیکاره؟ بگو غلط کردم بگو گوه خوردم ببخشید تا ولت کنم. در همین هنگام دیگه گوشهایم سنگین شد و چیزی نشنیدم و چشمانم نیز بسته شده بود و وقتی به خودم آمدم و گوشهایم صدای اطراف را دریافت میکرد و چشمانم باز شد که داخل آمبولانس اورژانس تهران بودم که داشت مرا به مرکز درمانی بیمارستان حضرت امام حسین(ع) منتقل میکرد که راس ساعت 23 شب  بنده در بخش اورژانس بیمارستان امام حسین بستری شدم و از آنجایی که گوشم خونریزی شدیدی داشت پزشکان معالج گفتن که لاله گوش شما دچاره پارگی شدید شده است و باید سریعا به اتاق جراحی سرپایی جهت بخیه منتقل شوم خلاصه که گوشم سه بخیه خورد و همچنین از ناحیه گردن و سر دچار مصدومیت شدم.

الان هم که شرح حال خودم را برای شما عزیزان عرض کردم حال جسمی و روحی خوبی ندارم و دیگه نمیتونم ادامه بدم

انشالله در یک فرصت مناسب که حالم بهتر شد با اسناد و مدارکی در خصوص همین قضیه در همین مطلب به خدمت شما عزیزان خواهم رسید و خواهم نوشت

داغ کن داغ کن - کلوب دات کام


ضرب و شتم مدیر سایت خبری مذهبی بچه شیعه توسط بسیجیان ناحیه بسیج شهید بهشتی،کتک کاری مدیر سایت بچه شیعه توسط بسیجیان ناحیه شهید بهشتی،زخمی شدن مدیر سایت بچه شیعه توسط بسیجیان ناحیه بسیج شهید بهشتی



منبع این مقاله : پایگاه فرهنگی مذهبی خبری بچه شیعه
http://www.bacheshie.ir

آدرس این مطلب :
http://www.bacheshie.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=1079