یادگار تلخ برای یادگار امام (ره) تاریخ : پنجشنبه، 20 خرداد ماه ، 1389
موضوع : اخبار رسمي


این حادثه حادثه ای تلخ است نه برای یادگار امام که به مناسبت ارتحال جدش و در مقبره او نتوانست سخن بگوید، بلکه حادثه ای تلخ برای هر کسی است که در عرصه سیاسی قائل به اصولی بوده و خود را ملتزم به آن می داند.  بی شک نه آقای سید حسن خمینی و نه هیچ یک از اعضای بیت امام خمینی (ره) تصور نمی کردند که در سالگرد ارتحال امام (ره) شاهد حادثه ای باشند که در این 14 خرداد پیش آمد. بی شک آنان انتظار نداشتند که 21 سال بعد از رحلت امام خمینی (ره)، نوه او نتواند به مناسبت سالگرد آن سخنرانی خود را به اتمام برساند و مجبور شود به مخاطبان تذکر دهد که «هنوز بیست سال از رحلت امام نگذشته». بی شک حادثه 14 خرداد امسال برای یادگار امام (ره) به یادگار خواهد ماند اما به تلخی.
بررسی حادثه 14 خرداد بنابر مشربهای معارض سیاسی سمت و سوهای معارضی را نیز به دنبال داشته و هر یک با شبیه سازی تاریخی به نحوی تلقی خود را از این حادثه به صدر اسلام کشانده و سعی کرده تا به این وسیله توجیهی برای آن بیاورد.


در این بین، شخصیتهای صدر اسلام همانند رسول الله (ص)، امیرالمومنین (ع)، فاطمه زهرا (س)، اباعبدالله (ع) و ابوذر یا طلحه و زبیر و عمر سعد و ابن زیاد مطرح شده اند و سعی شده تا با استفاده از این شخصیتها و همانند سازی حوادث اخیر و شخصیتهای دخیل در آن با حوادث صدر اسلام، به نحوی بازسازی تاریخی در مورد حوادث اخیر انجام می شود.
در این ارجاعات تاریخی، عملکرد برخی به نوعی تعبیر شده که گویا همانند وقایع صدر اسلام و اختلافات آن زمان است و در مقابل، برخی نیز برهم زدن سخنرانی سید حسن خمینی را همانند اعمال کفار در مقابل رسول اکرم (ص) یا خوارج در برابر امیر المومنین (ع) یا سپاه عمر سعد در برابر اباعبدالله (ع) می دانند که نمی گذاشتند صدای این بزرگواران به گوش مخاطبان برسد.
روشن است که این قیاسها و تشابهات فقط نتیجه اقناعی دارد و هر کس می تواند بنابر اغراض سیاس خود به صورتهای مختلف از آنها استفاده کند، اما برای قضاوت منصفانه چه باید کرد و چه گونه می توان حوادث اخیر را بررسی کرد؟
همین حادثه 14 خرداد و نیمه تمام ماندن سخنرانی سید حسن خمینی نمونه ای مناسب است تا آن که به دور از چنان قیاسهایی و بنابر ارزشهایی بررسی شود که مورد قبول همه و مقبول در فرهنگ اجتماع است. به عبارت دیگر، می توان این حادثه را خارج از گرایشات سیاسی و بنابر ارزشهایی که مقبول همه است بررسی کرد و در نتیجه آن دریافت تا چه اندازه متناسب با ارزشهای متعارف در جامعه ایرانی است و آیا اساسا آنچه که در این حادثه اتفاق افتاد با ارزشها و اصول مقبول در فرهنگ ایرانی تناسبی دارد یا نه.
روشن است که ارزشها و اصول متعارف در یک فرهنگ معیارهای رفتار درست در آن جامعه را تشکیل می دهند که بنابر آنها روشن می شود چه عملی اخلاقی است و چه عملی غیر اخلاقی. از سوی دیگر، هر جامعه ای فرهنگ خاص خود و در نتیجه ارزشها و اصول خاص خود را دارد که معیارهای رفتار آن فرهنگ را تشکیل می دهند که این موضوع به خصوص در مورد ایران و ایرانی صادق است.
 جامعه ایرانی به شهادت تاریخ هرودت و کتاب تربیت کوروشی نوشته کسنوفانس، ارزشها و اصول رفتاری خاص خود را دارد که از همان زمان معیارهای رفتار ایرانی را تشکیل داده اند و مورد توجه دیگران بوده و حتی تا امروز نیز تداوم داشته اند. برخی از این ارزشها مربوط به آداب سخن گفتن در جامعه ایرانی است که در همان نوشته های باستانی به آنها اشاره صریح شده و کما بیش تداوم داشته اند و گذشت زمان نتوانسته آنها را از بین ببرد. با توجه به همین اصول باستانی فرهنگ ایرانی است که حادثه 14 خرداد و رفتاری قابل ارزیابی و داوری است که منجر به قطع شدن سخن سید حسن خمینی شد.
آیا شعارها و سر و صدای موقع سخنرانی سید حسن خمینی، رفتاری متناسب با ارزشها و اصول فرهنگ ایرانی است؟
 اگر چنین رفتاری در این فرهنگ مطابق و متناسب با ارزشها باشد، رفتاری درست و اخلاقی است و اگر نیست عملی غیر اخلاقی است. این پرسش و قضیه مسئله ای پیچیده و غامضی نیست، بلکه قضاوت بسیار ساده ای است که هر ایرانی می تواند فارغ از هر گرایش سیاسی از خود بکند.
هر فردی با اندک توجه به شعور جمعی می توان پاسخ روشن این پرسش را دریابد و بگوید که چنین رفتاری در شعور جمعی و فرهنگ ایرانی امر پسندیده ای نیست.
در واقع، حادثه 14 خرداد و شعارها و سر و صداها هنگام سخنرانی سید حسن خمینی به دور از هر ملاحظه سیاسی، رفتاری به دور از ارزشهای اخلاقی مقبول در فرهنگ ایرانی است و نمی توان با توجیه های سیاسی وجه غیراخلاقی آن را نادیده گرفت.
شاید چنین مسئله ای در نظر برخی پیش پا افتاده و سطحی به نظر برسد، اما باید توجه داشت که التزام به اخلاق و ارزشهای فرهنگی در عرصه سیاست امر ضروری است و بنابر آن است که می توان برای یک عمل سیاسی ارزشگذاری کرد.
بی توجهی به این ارزشها در عرصه سیاست بزرگترین آفت در این عرصه است که نشان می دهد تا چه حد از بنیاد و اساس فرهنگ دور شده و حتی در تعارض با آن قرار گرفته است و در نتیجه، عرصه سیاسی به جای آن که به فرهنگ جامعه خدمت کرده و باعث تعالی آن شود مبدل به عرصه ای ضد فرهنگی شده است.
بنابر این، حادثه 14 خرداد و شعارها و سر و صداهایی که باعث قطع شدن سخنرانی سید حسن خمینی شد فقط یک اتفاق ساده یا حتی موضوع صرف سیاسی نیست، بلکه واقعه ای است که در آن ضدیت با ارزشهای مقبول و متعارف فرهنگی دیده می شود.
این حادثه حادثه ای تلخ است نه برای یادگار امام که به مناسبت ارتحال جدش و در مقبره او نتوانست سخن بگوید، بلکه حادثه ای تلخ برای هر کسی است که در عرصه سیاسی قائل به اصولی بوده و خود را ملتزم به آن می داند.
بنابر این، حادثه 14 خرداد نه تنها برای اصلاح طلبان، بلکه برای اصولگرایان ملتزم به اصول و ارزشها نیز واقعه ای تلخ و ناپسندیده است که بر اساس آن می توان به خود اندرز داد و پرسید؛ این ره که می رویم به کجا است؟
 منبع :سایت فرارو
دکتر سید نعمت الله عبدالرحیم زاده






منبع این مقاله : پایگاه فرهنگی مذهبی خبری بچه شیعه
http://www.bacheshie.ir

آدرس این مطلب :
http://www.bacheshie.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=229