بعثت پيامبر اسلام شكنجه مسلمانان تاریخ : جمعه، 18 تير ماه ، 1389
موضوع : اخبار رسمي


بعثت پيامبر اسلام / شكنجه مسلمانان

جریان دیدار بوحیرا سرجیوس با محمد و صحه گذاشتن بر نبوت وی( در آینده رسالت ) یکی از مستند ترین و محکمترین سند رسالت پیامبر شناخته می شود .شریعتی در این مورد  می گوید   « محمد ...هفده سال داشت به شام می رود و در راه  در یک دیر که بوحیرا  از زهاد مسیحی بوده است ... در ضمن صحبت چشمش به محمد می افتد و باالتهاب مهر پشت محمد را نگاه می کند و با خاطرات و قصص گذشته منطبق می یابد و آثار نبوت را در او می بیند » 1    « چنانچه از تاریخ و روایات معلوم می شود پیش از بعثت وولادت خاتم الانبیاء پیش گوئی های بسیاری در باره ولادت و بعثت آن حضرت بوده است... و در میان نزدیک بعثت علمای ادیان و کاهنان به         زبان های مختلف  بیان نموده اند » 2    « محمد (ص) در سال های نزدیک  به بعثت از مردم کناره می گرفت و به پرستش خدای یکتا          می پرداخت سالی یکماه در کوهی که بنام  "حراء " معروف است منزوی می شد و عبادت می کرد ... در یکی از همین سال های گوشه گیری وی در حراء بود که به پیغمبری مبعوث شد محمد (ص) گفته است جبرئیل نزد من آمد وگفت بخوان .گفتم  خواندن نمی دانم . دیگر بار گفت : بخوان . گفتم  چه بخوانم ؟ گفت: اقرا باسم ربک الذی خلق – مشهور است سالیان عمر او به هنگام بعثت به چهل سال رسیده بود » 3 برای ورود به این بخش بر روی ادامه کلیک کنید

 نگاه ایلیا پاولویچ اگر چه مادی گرایانه می تواند باشد اما تحقیقی  بی طرفانه را نقل می کند :« محمد خود از روح القدسی که در روز از طرف خداوند بر او ظاهر می شده سخن می گوید در قرآن  از ظهورات  شبانه یاد شده است .» 4

   « چون محمد به سن چهل سالگی رسید به نبوت مبعوث گشت و خدای تعالی از هر پیغمبری که پیش از او بنبوت رسید عهد و پیمانی بگرفت ، که بدان حضرت ایمان آورده و او را تصدیق کنند ... سالی که حضرت در آن سال به رسالت  مبعوث شد طبق معمول همه ساله ماه رمضان بود که برای اعتکاف و عبادت بااهل خانه خود بسوی حراء کوچ کرد و هم چنان تا آن شبی که خدای تعالی او را به رسالت گرامی داشت به عبادت مشغول بود... از روزیکه آن حضرت مبعوث شد تا زمانی که مامور شد مردم را دعوت  به اسلام کند سه سال طول کشید و آیات ذیل در همین باره نازل گشت – سوره حجر آیه 94 – 89  سوره شعراء آیه 214-215  در این مدت  مسلمانان برای خواندن نماز بدره  و کوهها  می رفتند و در خفاء نماز می خواندند ...دعوت پیامبری عیبجوئی پیامبر از بتان بر مردم مکه گران آمد ... و کمر مخالفت او را بستند . ابوطالب عموی آن حضرت  که چنان دید بدفاع از پیامبر  قیام فرمود  مانع آزار مشرکان شد . سران قریش چند بار بنزد ابو طالب که مردی بزرگوار و شریف بود رفتند تا شاید محمد از کارش منصرف شود ...از این رو ابو طالب کسی بنزد حضرت فرستاد واو را خواند و چون پیش او آمد موضوع  را به او گفت . پیامبر فرمود : بخدا اگر خورشید را در دست راست من بگذارند و ماه را دردست چپ من قرار دهند من دست از اینکار نخواهم کشید .» 5   نخستین مسلمانان « نخستین کسانی که به وی ایمان آوردند خویشاوندان نزدیک وی بودند . یعنی خدیجه همسر و دوست وفادارش و دختر انش رقیه – ام کلثوم و فاطمه و پسر عم جوانش علی بن ابیطالب . بعد آنگاه زید بن حارثه و ابو بکر و زبیر و سعد بن ابی و قاص...» 4    "شهیدی " شروع دعوت را بدین صورت خلاصه نموده که – چون رسول خدا دعوت خود را به خویشاوندان رساند گفت کدام یک از شما مرا در این کار یاری می کنید تا برادر من ووصی من و خلیفه من در میان شما باشد ؟ همه خاموش شدند و "علی  "گفت ای رسول خدا آن من هستم »3    ابن هشام آورده:« نخستین کسی که بدان  حضرت ایمان آورد و تصدیق نبوت آنجناب را نمود و در پیشرفت هدف او همه گونه مساعدت کرد "خدیجه "همسر با وفای آن بزرگوار بود . پس از خدیجه نخستین مردی  که ایمان آورد و بااو نماز گذارد" علی" بود که ده ساله بود . دومین مردی که پس از علی برسول خدا ایمان آورد و با آن حضرت نماز خواند زید بن حارثه بود . ابن اسحاق گوید : سپس"  ابوبکر " که نامش "عتیق  "بود  اسلام آورد و او مردی بازرگان و تاجر پیشه بود » 5    شریعتی  در باره اسلام آوردن دیگر کسان چنین شرح می دهد :« در آغاز کسانی چون ابوعبیده جراح و ابوذر غفاری ونیز بلال حبشی مسلمان می شوند . اینها  همه افراد برده و تهیدست مکه بودند که اسلام را برای خود  پناهی تصور می کردند  و در آخر چهلمین کس "عمر بن خطاب  " و"   حمزه   "عموی پیامبر است که با اسلام حمزه و عمر اسلام قوت می گیرد »1    "عبدالفتاح عبدالمقصود " که با نثر روان و شیوا در باره مسلمان شدن علی  می نویسد و نام کتابش را نیر به نام نخستین مسلمان مرد گذاشته می گوید :« علی وارد حجره شد و پیامبر و همسرش را در حال  رکوع و سجده دید و دخترک کوچکشان از آن ها تقلید می کرد ...در اینحال قرائت دلربا و سحر کننده اش به گوشش می رسید که کلامی بس زیبا و گیرا جمله به جمله بزبان می آورد ...وقتی به خود آمد دست ملاطفت پسر عمو روی شانه اش کشیده می شد و او را بخود می آورد ، بخود آمد و زبان پرسش  گشود . از محمد توضیح می خواست و بیش از آنچه  شنیده بود  می طلبید ، روحش با تلاوت گیرای آیات قرآن مانوس و دلش از معانی آن لبریز گشت . باامواج آیات  پیش رفت و در محیط نوین روشنی وارد شد  و محمد به حق راستگو است ، این آیات از توانائی بشر بیرون است ، بیشک  همان کلام خداوند حکیم  است . تبسم حیاتی بر لبش ظاهر شد ، چه در این هنگام باز گفته اش در خاطر خطور کرد : آن وقتی که  محمد او را به پیروی خود و عبادت خدای قهار بینا ئی که دیده نمی شود فرا خواند...آن جوابش به خاطر آمد و تبسم حیاء بر لبش ظاهر شد ، چه جوابی ! مهلتم ده تا از ابیطالب  بپرسم .  آن وقت پسر عمو تبسم مهر آمیزی به رویش کرد و شانها ش را به علامت رضایت  حرکت داد...از حجره  پای خود را بیرون نهاد ولی نه از خانه بیرون رفت و نه باابیطالب مشورت کرد ، شبی چون تب دار گذراند ...چون صبح شد از جای برخاست ... به حجره رسید ، ... با محمد گفت : رسول خدا ! من در باره دینم به انتظار ابیطالب نماندم و با وی مشورت نکردم . آن خداوندیکه مرا آفرید در آفرینشم بااو مشورت نکرد ! رسول خدا ! من بوسیله تو به پروردگارم هدایت  شدم پیوسته  بندگی اش را می کنم تا روی رضایت او را دریابم » 2   آزار و شکنجه  مسلمانان    دعوت پیامبر شعارهایی را به همراه خود داشت که موقعیت و منافع بزرگان و مالکین بزرگ را به خطر می انداخت ، از طرفی اثبات ادعای جوان بنی هاشمی ، حسادت قریش را بر می انگیخت . مبارزه و توهین به بت ها که نماد برتری طبقاتی ملا ء  قریش بود آنان را بر انگیخت تا علیه  پیامبر اسلام وارد عمل شوند. « بدین  سبب که بزرگان مکه  دعوت محمد رااز نظر گاه "  منافع خویش " بس خطرناک شمرده از وی متنفر بودند ... بدیهی است که نفرت اربابان یعنی توانگران مکی بیش از همه متوجه بردگان بود که در نزدشان کار می کردند »4    سران قریش برای اینکه پیشرفت دین تازه را متوقف سازند به هر حیلتی متوسل می شدند بدگوئی از پیامبر و آزار رساندن بدو ، شکنجه و آسیب پیروان ، نسبت دادن شاعری ، دیوانگی ، ساحری به وی . « فشار مشرکین بافرادی که مسلمان شده بودند  زیاد شد و افراد قبایل مامور شدند هر کدام میان قبیله خود  هر کس را که بدین اسلام در آمده بیازارند و زجر دهند تا از دین دست باز دارند از این رو حبس و شکنجه افراد مسلمان شروع شد ، انواع زجر ها  را نسبت بدانان روا داشتند ...از جمله کسانی که در برابر شکنجه مشرکان پایداری میکرد بلال حبشی بود او در قبیله بنی جمح زندگی می کرد ." امیه بن خلف " که از دشمنان سر سخت رسول خدا بود از قبیله  " بنی جمح " بود روز ها هنگام ظهر او رااز خانه بیرون       می آورد و روی ریگ های داغ مکه می خواباند و سنگ بزرگی روی سینه اش می گذارد . " عمار " و پدر و مادرش همگی مسلمان شده بودند قبیله "  بنی محزوم " این خانواده مسلمان را             می آزردند ، و چون هوا گرم می شد آنها را روی ریگ های داغ مکه می آوردند و بانواع شکنجه ها آنها را مبتلا می ساختند ...تا اینکه مادرش " سمیه  "بالاخره در اینراه تلف شد و برای اینکه دست از اسلام    بر نداشت مشرکان او را کشتند ... »5    "عبدالفتاح عبدالمقصود" در باره شکنجه مسلمانان  چنین می نویسد : « در سال های اول بعثت        روز بروز وضع مسلمانان سخت تر می شد . کسانی که قوم و قبیله داشتند مورد ملاحظه بودند و فشار بر آنان کمتر بود . ولی بیشتر مسلمانان که پشتیبانی نداشتند مورد زجر و شکنجه های سخت واقع شدند . عمارو پدر و مادرش ، خباب بن ارت ، بلال حبشی  ومادرش حمامه ، عامربن فهیره ، ابو مکهه ،   ام عیس، اینها از کسانی بودند که بسیار زجر کشیدند و شکنجه های سخت تحمل کردند . و بعضی از اینها زیر شکنجه ها جان سپردند بعضی ها جان بدر بردند.. .» 2 یاد آوری این نکته حائز اهمیت است که بدانیم بسط و نشر اسلام مدیون چند واقعه ، منجمله  پیمان وفاداری قبایل اوس و خزرج ، ازدواج خدیجه به عنوان یک زن ثروتمند که پس از اسلام دارائی خود را در این را خرج نمود ، و بسیاری از عوامل دیگرمنجمله مهاجرت بوده است ./ تاريخ نوشتار 1385 منا بع : شماره هاي 1 : روش شناخت اسلام  از دكتر علي شريعتي شماره هاي 2 :  امام علي (ع)  عبدالفتاح  عبدالمقصود شماره 3 : تاريخ تحليلي اسلام  - سيد جعفر شهيدي شماره 4 : اسلام در ايران  از  ايليا پاولوويچ پطروشفسكي شماره 5:  سيره النبويه - ابن هشام


مبعث پیامبر گرامی اسلام-27 ماه رجب



منبع این مقاله : پایگاه فرهنگی مذهبی خبری بچه شیعه
http://www.bacheshie.ir

آدرس این مطلب :
http://www.bacheshie.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=285