پاسخ به شبهه ضد انقلاب درباره استقبال از رهب تاریخ : پنجشنبه، 6 آبان ماه ، 1389
موضوع : اخبار رسمي


باز بی سوادی ضد انقلاب کار دستشون داد. نمی دونم اینا که از دین سر در نمیارن چرا تا چشمشون به یک حدیثی می خوره که فکر می کنند ممکنه کمکشون کنه بدون تحقیق هول می شن و فقط خودشونو ضایع می کنند. در پی استقبال با شکوه مردم قم از رهبر معظم انقلاب، سایتهای ضد انقلاب با ذکر احادیثی به شبهه پراکنی علیه این اقدام خداپسندانه پرداختند.  

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از مشرق، موج قانون نوشت: در حکمت 37 نهج البلاغه آمده است: «و قد لقیه عند مسیره إلی الشام دهاقین الأنبار فترجلوا له و اشتدوا بین یدیه» در مسیری که حضرت علی (علیه السلام) به سمت شام می‌پیمودند، گروهی از مردم شهر «انبار» حضرت را دیدند پیاده به دنبال امام و در مقابل ایشان دویدند. و مراسم استقبال از حضرت را انجام دادند.
ابتدا حضرت اعتراض نکردند، بلکه از علت کارشان سوال کردند و فرمودند: «ما هذا الذی صنعتموه؟» این چه کاری است که انجام می‌دهید؟ منظور حضرت از این سؤال این بود که فلسفه این کار شما چیست؟ زیرا حضرت می‌دانستند آن‌ها چه کار می‌کنند و معلوم بود که به استقبال آمده‌بودند. به عبارت دیگر حضرت می‌فرمایند: «برای چه این کار را می‌کنید؟» آن‌ها در جواب گفتند: «خلق منا نعظم به امرائنا» این عادت ماست، هرکسی رئیس شود ما این کار را برایش می‌‌کنیم. بعد از این‌ که فلسفه این کار خود را بیان کردند، حضرت آن‌ها را از این کار نهی کردند و فرمودند:به خدا سوگند حاکمان شما ازاین گونه احترام گذاشتن ها سودی نبردند. شما در دنیا خود را به زحمت می افکنید و در آخرت نیز دچار عذاب می شوید و چه سودمند است آسایشی که امان از جهنم در پی آن باشد. اگر آن‌ها در جواب حضرت روایت مشهور رسول اکرم در کتاب اختصاص شیخ مفید، ص150 را می‌گفتند - «علی ‌جانم اگر نمی‌ترسیدم که مردم در مورد تو چیزی را بگویند که در مورد عیسی‌بن‌مریم گفتند، در مورد تو سخنی می‌گفتم که از هرجا رد شوی مردم خاک کف پای تو را به عنوان تبرّک بردارند و ما به این دلیل که تو وصی رسول ربّ‌العالمین هستی دورت را گرفته‌ایم» - حضرت مانع آن‌ها نمی‌شدند. زیرا رسول خدا(ص) در زمان هجرت مانع استقبال مردم مدینه نشدند و همچنین حضرت رضا(ع) در ارتباط با استقبال‌کنندگان نیشابور هیچ نهی نکردند و بلکه حدیثی نیز به آن‌ها هدیه کردند. در حالی‌که این استقبالها بسیار پرشورتر و پرجمعیت‌تر از آن استقبال مردم شهر انبار بود. اجمالاْ استقبال مردم خراسان از امام رضا را یاددآور می شوم. بیان این نکته مهم است که مامون مسیری را که برای هجرت امام رضا(ع) از مدینه به مرو طراحی کرده بود کاملاً تعیین شده و کنترل شده بود. در آن دوران دو مسیر از مدینه به مرو به طور متعارف وجود داشت که یک مسیر از مدینه به قادسیه، کوفه، بغداد، کرمانشاه و به سمت شاهراه قدیم خراسان می رفت که در این شاهراه شهرهایی همچون ری، سمنان امروز، دامغان، نیشابور، ده سرخ، طوس و سرخس را در می نوردید و به مرو می رسید. این راه متعارف بسیار مرسوم بود و در آن دوران حضرت معصومه(س) نیز از این مسیر عبور کردند که در ساوه دچار بیماری شدند و در قم هم رحلت کردند. اما راهی که مامون به آن تاکید داشت راه بصره، اهواز، فارس، کویر میان فارس و خراسان، نیشابور، ده سرخ، طوس، سرخس و مرو بود. زیرا در مسیر قبلی کوفه و قم مرکز تجمع شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) بود و لذا برای مامون معقول نبود که امام رضا(ع) را به دلیل استقبال ویژه مردم از کوفه و قم عبور دهند. درهر دو مسیر نیشابور، راه عبور مشترک و اجتناب ناپذیر بود. در خصوص استقبال بی نظیر مردم نیشابور بیان این نکته ضروری است که این منطقه یکی از مراکز بزرگ و تمدنی جهان اسلام آن دوران بود. شاهد این مدعا کتابخانه های عظیمی که در نیشابور وجود داشت، می باشد که شمار برخی از کتابهای موجود در آن را تا 50 هزار عدد نقل کرده اند. و لذا نیشابور در آن دوران به عنوان پایگاه بزرگ علمی مطرح بود. هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم." در حدیث سلسلة الذهب نکته بسیار مهم و ظریفی نهفته است و آن عبارت است از شرط امام برای قرار گرفتن در حصار لااله الی الله به عنوان دژی محکم برای محافظت از مسلمین که همان شرط ولایت است. حضرت(ع) با گفتن «انا من شروطها» به اصل پایبندی ولایت تاکید می کنند که شرط ورود و ایمن ماندن در این حصار محبت و پیروی از اهل بیت(ع) است. بنابراین آنچه تعیین کننده و حائز اهمیت است نیت و انگیزه استقبال است. البته باید گفت این‌که بعضی‌ها حرف‌هایی را می زنند و شبهه‌هایی را ایجاد کنند اصلاً مسأله تازه ای نیست، چون نمی‌توان جلوی زبان را گرفت. حتی در روایات آمده که در دوران ظهور امام زمان(ع) بعضی‌ها با استناد به آیات قرآن دل امام زمان(ع) را خون می‌کنند و با آن آیات به جنگ حضرت می‌روند.  استقبال شدید مردم از امام زمان (عج) طبق روایات حضرت بقیةالله(عج) وارد هر شهری می‌شوند، مردم استقبال شدیدی از ایشان می‌کنند. حتی در روایت آمده است ، یاران خوب حضرت جهت تبرّک، به مرکب ایشان دست می‌کشند «یتمسحون یسرجِ الامام یطلبون بذلک البرکة». لذا این حدیث نشان می‌دهد که اصل استقبال اشکالی ندارد و مهم این است که فلسفه آن چه باشد.اگر فلسفه آن شاه‌پرستی باشد، باید ترک شود ولی اگر نیت و فلسفه آن خدایی باشد، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه طبق روایات، یکی از اوصاف یاران امام زمان(ع) است و این جنبه استقبال برای ما ملاک است و قداست دارد. در این زمینه خاطره‌ای از حضرت امام خمینی(ره) نقل کنیم: حضرت امام(ره) زمانی که در نجف یا قم تدریس می‌کردند وقتی سرِ درس می‌رفتند، شاگردانشان را از این‌که برایشان صلوات بفرستند نهی می‌کردند و به این کار راضی نبودند و می‌گفتند صلوات را جای دیگری بفرستید.ولی وقتی بنا شد ایشان بعد از سال‌ها دوری از وطن به ایران بازگردند، نه تنها از شکل‌گیری کمیته استقبال ممانعت نکردند، بلکه توصیه‌ها و هماهنگی‌هایی را هم با آن کمیته داشتند، و لذا از برنامه‌ریزی برای استقبال میلیونی در تهران ممانعت نکردند؛ زیرا این استقبال، استقبال از شخص نبود؛ استقبال از شخصیت و جایگاه مقدّس ولایت بود. شاهدی دیگر بر این قضیه، وقتی است که مردم آب وضوی پیامبر را به عنوان تبرّک می‌بردند و ایشان ازاین کار مانع نمی‌شدند و نمی‌فرمودند: «این چه کاری است که می‌کنید؟ خودتان را ذلیل نکنید!» چون می‌دانستند مردم این کار را به خاطر خدا و با معرفت انجام می‌دهند. و لذا اگر مردم می‌گفتند: «هرکسی رئیس ما باشد وقتی دست و صورتش را می‌شوید ما آبش را جمع می‌کنیم»، قطعاً حضرت مانع می‌شدند. بنابراین استقبال مردم قم از رهبر انقلاب هم یک تظاهرات مقدس در پاسداشت مقام ولایت است. قطعاً ثمره طبیعی استقبال مردم شریف قم، ناامیدی دشمن و شاد شدن قلب دوستداران انقلاب است ولی این برکات تمام آن چیزی نیست که خدای متعال به خاطر این استقبال به مردم ما عنایت کرده است.
تمام برکاتی که ما برای ولایتمداری مردم تصوّر می‌کنیم، چیزهایی است که «ما» تصوّر می‌کنیم، نه چیزهایی که «خدا» تفضّل می‌کند. آنچه خداوند عنایت می‌کند براساس «و یرزقه من حیث لایحتسب»(طلاق/3) می باشد.    






منبع این مقاله : پایگاه فرهنگی مذهبی خبری بچه شیعه
http://www.bacheshie.ir

آدرس این مطلب :
http://www.bacheshie.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=502