همزمان با روز ولادت آقا امام حسین و حضرت ابالفضل العباس(ع) امکان پخش زنده و مستقیم از کربلای معلی در سایت بچه شیعه فراهم شد. مبارکتان باشد زیارتتان قبول ما را هم دعا بفرمایید
برای مشاهده و زیارت حرم امام حسین (ع) و حضرت ابالفضل العباس به طور زنده و مستقیم بر روی عکس زیر کلیک کنید
جریان دیدار بوحیرا سرجیوس با محمد و صحه گذاشتن بر نبوت وی( در آینده رسالت ) یکی از مستند ترین و محکمترین سند رسالت پیامبر شناخته می شود .شریعتی در این موردمی گوید « محمد ...هفده سال داشت به شام می رود و در راهدر یک دیر که بوحیرااز زهاد مسیحی بوده است ... در ضمن صحبت چشمش به محمد می افتد و باالتهاب مهر پشت محمد را نگاه می کند و با خاطرات و قصص گذشته منطبق می یابد و آثار نبوت را در او می بیند » 1
« چنانچه از تاریخ و روایات معلوم می شود پیش از بعثت وولادت خاتم الانبیاء پیش گوئی های بسیاری در باره ولادت و بعثت آن حضرت بوده است... و در میان نزدیک بعثت علمای ادیان و کاهنان به زبان های مختلفبیان نموده اند » 2
« محمد (ص) در سال های نزدیکبه بعثت از مردم کناره می گرفت و به پرستش خدای یکتامی پرداخت سالی یکماه در کوهی که بنام "حراء " معروف است منزوی می شد و عبادت می کرد ... در یکی از همین سال های گوشه گیری وی در حراء بود که به پیغمبری مبعوث شد محمد (ص) گفته است جبرئیل نزد من آمد وگفت بخوان .گفتمخواندن نمی دانم . دیگر بار گفت : بخوان . گفتمچه بخوانم ؟ گفت: اقرا باسم ربک الذی خلق – مشهور است سالیان عمر او به هنگام بعثت به چهل سال رسیده بود » 3
برای ورود به این بخش بر روی ادامه کلیک کنید
نگاه ایلیا پاولویچ اگر چه مادی گرایانه می تواند باشد اما تحقیقیبی طرفانه را نقل می کند :« محمد خود از روح القدسی که در روز از طرف خداوند بر او ظاهر می شده سخن می گوید در قرآناز ظهوراتشبانه یاد شده است .» 4
« چون محمد به سن چهل سالگی رسید به نبوت مبعوث گشت و خدای تعالی از هر پیغمبری که پیش از او بنبوت رسید عهد و پیمانی بگرفت ، که بدان حضرت ایمان آورده و او را تصدیق کنند ... سالی که حضرت در آن سال به رسالتمبعوث شد طبق معمول همه ساله ماه رمضان بود که برای اعتکاف و عبادت بااهل خانه خود بسوی حراء کوچ کرد و هم چنان تا آن شبی که خدای تعالی او را به رسالت گرامی داشت به عبادت مشغول بود...
از روزیکه آن حضرت مبعوث شد تا زمانی که مامور شد مردم را دعوتبه اسلام کند سه سال طول کشید و آیات ذیل در همین باره نازل گشت – سوره حجر آیه 94 – 89سوره شعراء آیه 214-215در این مدتمسلمانان برای خواندن نماز بدرهو کوههامی رفتند و در خفاء نماز می خواندند ...دعوت پیامبری عیبجوئی پیامبر از بتان بر مردم مکه گران آمد ... و کمر مخالفت او را بستند . ابوطالب عموی آن حضرتکه چنان دید بدفاع از پیامبرقیام فرمودمانع آزار مشرکان شد . سران قریش چند بار بنزد ابو طالب که مردی بزرگوار و شریف بود رفتند تا شاید محمد از کارش منصرف شود ...از این رو ابو طالب کسی بنزد حضرت فرستاد واو را خواند و چون پیش او آمد موضوعرا به او گفت . پیامبر فرمود : بخدا اگر خورشید را در دست راست من بگذارند و ماه را دردست چپ من قرار دهند من دست از اینکار نخواهم کشید .» 5
نخستین مسلمانان
« نخستین کسانی که به وی ایمان آوردند خویشاوندان نزدیک وی بودند . یعنی خدیجه همسر و دوست وفادارش و دختر انش رقیه – ام کلثوم و فاطمه و پسر عم جوانش علی بن ابیطالب . بعد آنگاه زید بن حارثه و ابو بکر و زبیر و سعد بن ابی و قاص...» 4
"شهیدی " شروع دعوت را بدین صورت خلاصه نموده که – چون رسول خدا دعوت خود را به خویشاوندان رساند گفت کدام یک از شما مرا در این کار یاری می کنید تا برادر من ووصی من و خلیفه من در میان شما باشد ؟ همه خاموش شدند و "علی "گفت ای رسول خدا آن من هستم »3
ابن هشام آورده:« نخستین کسی که بدانحضرت ایمان آورد و تصدیق نبوت آنجناب را نمود و در پیشرفت هدف او همه گونه مساعدت کرد "خدیجه "همسر با وفای آن بزرگوار بود . پس از خدیجه نخستین مردیکه ایمان آورد و بااو نماز گذارد" علی" بود که ده ساله بود . دومین مردی که پس از علی برسول خدا ایمان آورد و با آن حضرت نماز خواند زید بن حارثه بود . ابن اسحاق گوید : سپس" ابوبکر " که نامش "عتیق "بوداسلام آورد و او مردی بازرگان و تاجر پیشه بود » 5
شریعتیدر باره اسلام آوردن دیگر کسان چنین شرح می دهد :« در آغاز کسانی چون ابوعبیده جراح و ابوذر غفاری ونیز بلال حبشی مسلمان می شوند . اینهاهمه افراد برده و تهیدست مکه بودند که اسلام را برای خودپناهی تصور می کردندو در آخر چهلمین کس "عمر بن خطاب " و"حمزه "عموی پیامبر است که با اسلام حمزه و عمر اسلام قوت می گیرد »1
"عبدالفتاح عبدالمقصود " که با نثر روان و شیوا در باره مسلمان شدن علیمی نویسد و نام کتابش را نیر به نام نخستین مسلمان مرد گذاشته می گوید :« علی وارد حجره شد و پیامبر و همسرش را در حالرکوع و سجده دید و دخترک کوچکشان از آن ها تقلید می کرد ...در اینحال قرائت دلربا و سحر کننده اش به گوشش می رسید که کلامی بس زیبا و گیرا جمله به جمله بزبان می آورد ...وقتی به خود آمد دست ملاطفت پسر عمو روی شانه اش کشیده می شد و او را بخود می آورد ، بخود آمد و زبان پرسشگشود . از محمد توضیح می خواست و بیش از آنچهشنیده بودمی طلبید ، روحش با تلاوت گیرای آیات قرآن مانوس و دلش از معانی آن لبریز گشت . باامواج آیاتپیش رفت و در محیط نوین روشنی وارد شدو محمد به حق راستگو است ، این آیات از توانائی بشر بیرون است ، بیشکهمان کلام خداوند حکیماست . تبسم حیاتی بر لبش ظاهر شد ، چه در این هنگام باز گفته اش در خاطر خطور کرد : آن وقتی کهمحمد او را به پیروی خود و عبادت خدای قهار بینا ئی که دیده نمی شود فرا خواند...آن جوابش به خاطر آمد و تبسم حیاء بر لبش ظاهر شد ، چه جوابی ! مهلتم ده تا از ابیطالببپرسم .آن وقت پسر عمو تبسم مهر آمیزی به رویش کرد و شانها ش را به علامت رضایتحرکت داد...از حجرهپای خود را بیرون نهاد ولی نه از خانه بیرون رفت و نه باابیطالب مشورت کرد ، شبی چون تب دار گذراند ...چون صبح شد از جای برخاست ... به حجره رسید ، ... با محمد گفت : رسول خدا ! من در باره دینم به انتظار ابیطالب نماندم و با وی مشورت نکردم . آن خداوندیکه مرا آفرید در آفرینشم بااو مشورت نکرد !
رسول خدا ! من بوسیله تو به پروردگارم هدایتشدم پیوستهبندگی اش را می کنم تا روی رضایت او را دریابم » 2
آزار و شکنجهمسلمانان
دعوت پیامبر شعارهایی را به همراه خود داشت که موقعیت و منافع بزرگان و مالکین بزرگ را به خطر می انداخت ، از طرفی اثبات ادعای جوان بنی هاشمی ، حسادت قریش را بر می انگیخت . مبارزه و توهین به بت ها که نماد برتری طبقاتی ملا ءقریش بود آنان را بر انگیخت تا علیهپیامبر اسلام وارد عمل شوند. « بدینسبب که بزرگان مکهدعوت محمد رااز نظر گاه " منافع خویش " بس خطرناک شمرده از وی متنفر بودند ... بدیهی است که نفرت اربابان یعنی توانگران مکی بیش از همه متوجه بردگان بود که در نزدشان کار می کردند »4
سران قریش برای اینکه پیشرفت دین تازه را متوقف سازند به هر حیلتی متوسل می شدند بدگوئی از پیامبر و آزار رساندن بدو ، شکنجه و آسیب پیروان ، نسبت دادن شاعری ، دیوانگی ، ساحری به وی .
« فشار مشرکین بافرادی که مسلمان شده بودندزیاد شد و افراد قبایل مامور شدند هر کدام میان قبیله خودهر کس را که بدین اسلام در آمده بیازارند و زجر دهند تا از دین دست باز دارند از این رو حبس و شکنجه افراد مسلمان شروع شد ، انواع زجر هارا نسبت بدانان روا داشتند ...از جمله کسانی که در برابر شکنجه مشرکان پایداری میکرد بلال حبشی بود او در قبیله بنی جمح زندگی می کرد ." امیه بن خلف " که از دشمنان سر سخت رسول خدا بود از قبیله " بنی جمح " بود روز ها هنگام ظهر او رااز خانه بیرونمی آورد و روی ریگ های داغ مکه می خواباند و سنگ بزرگی روی سینه اش می گذارد .
" عمار " و پدر و مادرش همگی مسلمان شده بودند قبیله " بنی محزوم " این خانواده مسلمان را می آزردند ، و چون هوا گرم می شد آنها را روی ریگ های داغ مکه می آوردند و بانواع شکنجه ها آنها را مبتلا می ساختند ...تا اینکه مادرش " سمیه "بالاخره در اینراه تلف شد و برای اینکه دست از اسلام بر نداشت مشرکان او را کشتند ... »5
"عبدالفتاح عبدالمقصود" در باره شکنجه مسلمانانچنین می نویسد : « در سال های اول بعثتروز بروز وضع مسلمانان سخت تر می شد . کسانی که قوم و قبیله داشتند مورد ملاحظه بودند و فشار بر آنان کمتر بود . ولی بیشتر مسلمانان که پشتیبانی نداشتند مورد زجر و شکنجه های سخت واقع شدند . عمارو پدر و مادرش ، خباب بن ارت ، بلال حبشیومادرش حمامه ، عامربن فهیره ، ابو مکهه ،ام عیس، اینها از کسانی بودند که بسیار زجر کشیدند و شکنجه های سخت تحمل کردند . و بعضی از اینها زیر شکنجه ها جان سپردند بعضی ها جان بدر بردند.. .» 2
یاد آوری این نکته حائز اهمیت است که بدانیم بسط و نشر اسلام مدیون چند واقعه ، منجملهپیمان وفاداری قبایل اوس و خزرج ، ازدواج خدیجه به عنوان یک زن ثروتمند که پس از اسلام دارائی خود را در این را خرج نمود ، و بسیاری از عوامل دیگرمنجمله مهاجرت بوده است ./ تاريخ نوشتار 1385
منا بع :
شماره هاي 1 : روش شناخت اسلام از دكتر علي شريعتي
شماره هاي 2 : امام علي (ع) عبدالفتاح عبدالمقصود
شماره 3 : تاريخ تحليلي اسلام - سيد جعفر شهيدي
شماره 4 : اسلام در ايران از ايليا پاولوويچ پطروشفسكي